prud’homme

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\pʁy.dɔm\/

اسم

  1. مرد خبره و آگاه در امری
  2. ماهیگیر منتخب در بنادر مدیترانه برای حل اختلافات صید
  3. شورای حل اختلاف کارگری-کارفرمایی
  4. نماینده کارفرما یا کارگر در شورای مذکور

صفت

  1. شخص احمق و متکبر

مثال‌ها