portage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\pɔʁ.taʒ\/

اسم

  1. عمل حمل و نقل
  2. حمل قایق از راه خشکی
  3. محل حمل قایق از راه خشکی
  4. حمل با پشت انسان یا حیوان
  5. عملیات مالی خرید ارز با بهره بالا و فروش ارز با بهره پایین
  6. انطباق برنامه برای محیطی دیگر
  7. وضعیت ناقل بیماری

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ portager
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ portager
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ portager
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ portager
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ portager

مثال‌ها