pinçard
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\pɛ̃.saʁ\/
اسم
همین اسب.
صفت
اسبی که در راه رفتن روی پنجه پا فشار میآورد و نعل پنجهاش را میساید.
مثالها
Un pinçard.
Ce cheval est pinçard.
Mots liés
pincé
pincé
pince à linge
pince multiprise
pince-maille
pince-monseigneur
pince-nez
pince-sans-rire
pince-sans-rire
pinceau
pincée
pincelier
pincement
pincer
pinceter
pincette
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی