obliquité

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɔ.bli.kɥi.te\/

اسم

  1. مایل بودن یک خط یا سطح نسبت به دیگری.
  2. زاویه میان دایرة‌البروج و استوا.
  3. نبود راستی و صراحت در رفتار.

مثال‌ها