murmure

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\myʁ.myʁ\/

اسم

  1. صدای مبهم و نامشخص گفت‌وگو. (همهمه)
  2. صدای اعتراض و شکایت افراد ناراضی. (غرغر، زمزمه اعتراضی)
  3. شکایت زیر لب یک نفر. (غرولند)
  4. حرفی که با صدای بسیار آرام گفته شود. (زمزمه، پچ‌پچ)
  5. نجوای درونی، ندای دل.
  6. صدای ملایم جریان آب یا باد در میان برگ‌ها. (صدای شرشر آب، خش‌خش برگ)
  7. صدای ملایمی که هنگام معاینه ریه سالم شنیده می‌شود. (صدای طبیعی ریه)
  8. تجمع بزرگ پرندگان در حال پرواز (به‌ویژه سارها). (دسته پرندگان، پرواز دسته‌جمعی)

مثال‌ها