monocoque

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\mɔ.nɔ.kɔk\/

صفت

  1. دارای صلبیت مکانیکی بدون شاسی جدا
  2. توصیف‌کننده هواپیما با بدنه یکپارچه
  3. توصیف‌کننده باکتری گرد منفرد
  4. ساخته‌شده از یک پوسته

اسم

  1. هواپیما با بدنه یکپارچه
  2. باکتری گرد منفرد
  3. قایق دارای تنها یک بدنه

مثال‌ها