monocorde

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\mɔ.nɔ.kɔʁd\/

صفت

  1. دارای تنها یک تار
  2. با لحن یکنواخت بیان‌شده
  3. دارای سبک یکنواخت و تکراری

اسم

  1. ساز چوبی یا فلزی با یک تار کشیده برای نشان دادن فواصل صوتی
  2. نوعی سیتار ویتنامی با یک تار و دسته انعطاف‌پذیر

مثال‌ها