miniature

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\mi.nja.tyʁ\/

اسم

  1. مینیاتور
  2. نقاشی ظریف روی پوست یا عاج با نقاط ریز
  3. اثر کوچک، مدل کاهش‌یافته
  4. تصویر کوچک
  5. بخش بسیار کوتاه حدود بیست ضربه

صفت

  1. مینیاتوری، بسیار کوچک و ریز

مثال‌ها