médiocrité

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\me.djɔ.kʁi.te\/

اسم

  1. حد متوسط بودن، پیش‌پاافتادگی
  2. وضعیت مالی و اجتماعی متوسط، نه غنی و نه فقیر
  3. بی‌کفایتی، بی‌لیاقتی، حقارت ذهنی
  4. کیفیت پایین، نامرغوبی

مثال‌ها