jucher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\ʒy.ʃe\/

Conjugaison du verbe jucher

فعل

  1. نشستن حیوان روی شاخه یا چوب
  2. نشستن یا ایستادن انسان روی چیزی
  3. قرار گرفتن شیء روی ارتفاع
  4. اشغال موقعیت مهم اجتماعی
  5. کسی که در ارتفاع زندگی یا قرار دارد
  6. قرار دادن چیزی یا کسی در ارتفاع با زحمت
  7. قرار دادن کسی در موقعیت اجتماعی یا اخلاقی بالا
  8. روی نشیمن نشستن
  9. رفتن روی ارتفاع
  10. خود را در موقعیتی اجتماعی یا اخلاقی والا قرار دادن

اسم

  1. عمل نشستن بر روی نشیمن

مثال‌ها