indisposer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.dis.pɔ.ze\/

Conjugaison du verbe indisposer

فعل

  1. مبتلا کردن به ناخوشی
  2. رنجاندن، بدگمان کردن

مثال‌ها