griblette
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ɡʁi.blɛt\/
اسم
قطعه کوچک گوشت خوک، گوساله یا مرغ، نازک و خردشده، پیچیده در ورقههای چربی و برشتهشده روی کبابپز.
مثالها
Maintenant, excusez-moi : j’ai une griblette au four.
Mots liés
gribouillage
gribouille
gribouiller
gribouilleur
gribouilleuse
gribouillis
grièche
grief
grief
griève
grièvement
grièveté
griffade
griffe
griffer
griffon
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی