fractionnement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fʁak.sjɔn.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل تقسیم کردن یا نتیجه آن
  2. فرآیند جداسازی مخلوط مولکول‌های مختلف به ترکیبات سازنده‌اش
  3. نقطه اتصال در وسط طناب یا نردبان برای عبور از چاه

مثال‌ها