fissure

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fi.syʁ\/

اسم

  1. شکاف کوچک، درز
  2. زخم کشیده و سطحی که در چین‌های مقعد قرار دارد (شقاق مقعدی)
  3. بریدگی که لایه‌های هم‌جنس را از هم جدا می‌کند (درز زمین‌شناسی)
  4. وقفه یا گسستگی در افکار (به عنوان قطع تسلسل)

مثال‌ها