excroissance

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛks.kʁwa.sɑ̃s\/

اسم

  1. نوعی تومور برآمده روی بدن انسان یا حیوان
  2. تومور درختان یا گیاهان
  3. رشد حجیم انگلی
  4. برآمدگی گرد قطعه پازل که در فرورفتگی قطعه دیگر جا می‌گیرد
  5. بخش فرعی که به سمت بیرون بدن اصلی رشد می‌کند

مثال‌ها