estafilade

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\ɛs.ta.fi.lad\/

اسم

  1. بریدگی یا پارگی پوست با ابزار تیز، عمدتاً روی صورت
  2. بریدگی یا پارگی روی لباس

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ estafilader
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ estafilader
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ estafilader
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ estafilader
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ estafilader

مثال‌ها