estamper

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛs.tɑ̃.pe\/

Conjugaison du verbe estamper

فعل

  1. نقش زدن بر ماده نرم‌تر
  2. گرفتن نقش کتیبه
  3. نقش‌اندازی بر چرم
  4. سوراخ کردن نعل اسب
  5. کلاهبرداری کردن

مثال‌ها