ensabler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.sa.ble\/

Conjugaison du verbe ensabler

فعل

  1. پر کردن از شن
  2. به گل نشاندن روی شن
  3. در شن فرو رفتن
  4. متوقف شدن، گیر کردن و ناتوانی در رها شدن

مثال‌ها