enchevêtrement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɑ̃.ʃə.vɛt.ʁə.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل درهم‌تنیدن یا حالت درهم‌تنیده بودن چیزها.

مثال‌ها