divergence

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\di.vɛʁ.ʒɑ̃s\/

اسم

  1. واگرا شدن؛ عملِ از هم دور شدن.
  2. تفاوت، عدم توافق.
  3. عملگرِ دیفرانسیلیِ ویژه که به هر میدانِ برداری یک میدانِ نرده‌ای نسبت می‌دهد؛ همان میدانِ نرده‌ای که از ضربِ نرده‌ایِ عملگرِ نابلا (∇) در یک میدانِ برداری به دست می‌آید.
  4. فعال‌سازی یک واکنش زنجیره‌ای.
  5. توالیِ راه‌اندازیِ راکتورِ هسته‌ای، پیش از آنکه قلبِ راکتور به حالتِ بحرانی برسد.

مثال‌ها