dîme

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\dim\/

اسم

  1. یک‌دهم غلات و میوه‌ها که به کلیسا یا ارباب پرداخت می‌شد
  2. یک‌دهم محصولات یهودیان برای تقدیم به خدا یا لاویان
  3. نام سکه کوچک
  4. انعام یا برداشت بر اساس درصد معین

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ dîmer
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ dîmer
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ dîmer
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ dîmer
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ dîmer

مثال‌ها