déplanter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.plɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe déplanter

فعل

  1. درآوردن از زمین برای کاشتن در جای دیگر
  2. کندن آنچه کاشته شده
  3. کاشتن گیاهان در جای دیگر
  4. برداشتن آنچه در زمین ثابت شده
  5. جابه‌جا کردن کسی از جایی که ریشه دوانده

مثال‌ها