déplâtrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.plɑ.tʁe\/

Conjugaison du verbe déplâtrer

فعل

  1. برداشتن گچ
  2. خارج کردن عضو از گچ

مثال‌ها