décrotter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.kʁɔ.te\/

Conjugaison du verbe décrotter

فعل

  1. پاک کردن گل و کثافت از چیزی یا کسی
  2. پاک کردن چیزی و برداشتن اجزای قابل استفاده
  3. ساده کردن، درشت‌زدایی کردن

مثال‌ها