décocher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.kɔ.ʃe\/

Conjugaison du verbe décocher

فعل

  1. رها کردن تیر با کمان یا سلاح مشابه
  2. پرتاب یا ضربه زدن ناگهانی
  3. پرتاب کردن
  4. خارج کردن قطعه از قالب ریخته‌گری
  5. جابه‌جایی نقاط اتصال در بافندگی
  6. کلیک روی چک‌باکس برای برداشتن علامت

مثال‌ها