débotter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\de.bɔ.te\/

Conjugaison du verbe débotter

فعل

  1. خلاص کردن از چکمه‌ها
  2. تمیز کردن سم اسب از گل و برف

اسم

  1. زمان درآوردن چکمه‌ها
  2. زمان رسیدن

مثال‌ها