déboulonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.bu.lɔ.ne\/

Conjugaison du verbe déboulonner

فعل

  1. جدا کردن اجزای بسته‌شده با پیچ و مهره
  2. پایین آوردن کسی از مقامش
  3. گیج کردن یا متزلزل ساختن

مثال‌ها