crasser
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\kʁa.se\/
Conjugaison du verbe crasser
فعل
کثیف کردن، پر از کثافت کردن؛ در مورد سلاحهای گرم به کار میرود.
مثالها
Ce fusil se crasse facilement.
—
این تفنگ به راحتی کثیف میشود.
Mots liés
crasseuse
crasseux
crasseux
crassus
cratère
cravache
cravacher
cravan
cravate
cravate
cravatée
cravatée
cravatées
cravatées
cravater
cravates
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی