corset

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔʁ.sɛ\/

اسم

  1. کرست
  2. زیرپوش استخوان‌دار برای باریک کردن کمر و نگه‌داشتن جوراب
  3. بالاتنه لباس
  4. پشتیبانی، تقویت یا استحکام
  5. حفاظت از چیزی شکننده و ارزشمند
  6. مجموعه قواعد محدودکننده
  7. بانداژ دور تنه برای پشتیبانی محکم
  8. قاب محافظ درختان جوان
  9. اسکناس پنج‌لیوری انقلاب فرانسه

مثال‌ها