contention

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.tɑ̃.sjɔ̃\/

اسم

  1. تمرکز شدید قوای فکری بر چیزی
  2. بحث، مناقشه
  3. دستگاه بی‌حرکت‌کننده تمام یا بخشی از بدن
  4. عمل بی‌حرکت کردن یا محدودیت بدنی
  5. دستگاه نگهدارنده دندان لق
  6. مجموعه‌ای از تکنیک‌ها برای دستکاری حیوانات

مثال‌ها