contour

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.tuʁ\/

اسم

  1. حد خارجی سطح جسم، به ویژه در مورد اشیاء گرد
  2. نمای بیرونی، رخ‌نما، پیرامون، خطِّ مرزی (دورخط)
  3. محوطه
  4. پیچ
  5. خطی که یک سطح را مرزبندی می‌کند.
  6. خط یا مرزِ تغییرِ رنگ یا روشناییِ یک تصویر، که کلِ آن یا اجزایش را مشخص می‌کند.

مثال‌ها