composteur

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.pɔs.tœʁ\/

اسم

  1. ابزاری که حروفچین حروف را برای خطوط یکنواخت مرتب می‌کند
  2. دستگاهی برای مهر زدن بلیت قطار، بلیت بخت‌آزمایی و غیره
  3. مخزنی برای گذاشتن ضایعات گیاهی جهت کمپوست‌سازی

مثال‌ها