coassocié
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · اسم · /\kɔ.a.sɔ.sje\/
فعل
اسمِ مفعولِ مذکرِ مفردِ فعلِ coassocier
اسم
کسی که با دیگران در یک بنگاه صنعتی یا تجاری شریک است.
مثالها
Action contre un associé basée sur une convention conclue par un coassocié.
Mots liés
coat
coati
cob
cobalt
cobalt
cobaye
cobayer
cobra
cobre
cobæa
coca
Coca-Cola
cocagne
cocagne
cocaïne
cocaïner
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی