clenche

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\klɑ̃ʃ\/

اسم

  1. قسمت قفل قدیمی که میله فلزی متحرک است
  2. اهرم کوچک برای بلند کردن چفت در
  3. اهرم برای تخلیه آب مخزن به کاسه توالت
  4. دسته در، قفل فنری

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ clencher
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ clencher
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ clencher
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ clencher
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ clencher

مثال‌ها