clabauder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kla.bo.de\/

Conjugaison du verbe clabauder

فعل

  1. پارس مکرر
  2. داد و فریاد بی‌جا و بدخواهانه
  3. انتقاد ناعادلانه یا بدگویی از کسی

مثال‌ها