clabote
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · صفت · /\kla.bɔt\/
فعل
اولشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ claboter
سومشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ claboter
اولشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ claboter
سومشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ claboter
دومشخصِ مفردِ امرِ فعلِ claboter
صفت
مؤنثِ مفردِ clabot
Mots liés
clabotent
cladogramme
clafoutis
claie
claie
claim
clair
clair
clair
clair comme du jus de boudin
clair de Terre
clair-obscur
clairance
claire
claire
claire-voie
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی