کلاهی که در قسمت چشمها و دهان سوراخ دارد و برای محافظت در برابر سرما، آتش یا برای پنهان کردن هویت استفاده میشود (کلاه طوفان/کلاه نقابدار)
نوعی سرپوش برای پوشاندن کامل سر و کور کردن فرد
محافظ صورت مورد استفاده در جوشکاری (ماسک جوشکاری)
مثالها
Au premier rang et les plus inclinées sur le lit, on en remarquait quatre qu’à leur cagoule grise, sorte de soutane, on devinait attachées à quelque confrérie dévote. — در ردیف اول و خمیدهترینها روی تخت، چهار نفر دیده میشدند که از کاپوت خاکستریشان، نوعی soutane، حدس زده میشد به برادری مذهبی وابستهاند.
On enterra les morts avec magnificence, dans l’église d’un monastère à trois journées du château. Un moine en cagoule rabattue suivit le cortège, loin de tous les autres, sans que personne osât lui parler. — مردگان را با شکوه در کلیسای یک صومعه واقع در سه روز فاصله از قلعه دفن کردند. راهبی با کاپوت پایینکشیده، دسته را از دور دنبال کرد، بدون اینکه کسی جرأت صحبت با او را داشته باشد.
Lumette, Léon et Lucie sont emmitouflés dans des manteaux sombres, mais sans gants ni cagoule. — لومت، لئون و لوسی در کتهای تیره پیچیده شدهاند، اما بدون دستکش یا کاپوت.
Il avait enfin trouvé un semblant de sommeil lorsqu'il fut réveillé et embarqué de force par un groupe d'hommes qui le cagoulèrent et lui lièrent les mains. Lorsqu'il lui retirèrent sa cagoule, après un voyage dans un véhicule, il reconnut le conseiller, […]. — او سرانجام خوابی نسبی یافته بود که بیدار شد و به زور توسط گروهی از مردان برده شد که او را کاپوت پوشاندند و دستهایش را بستند. وقتی کاپوتش را برداشتند، پس از سفری در یک وسیله نقلیه، مشاور را شناخت، […].