brisement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\bʁiz.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل شکستن یا خرد کردن
  2. امواجی که در اثر برخورد شدید با صخره یا ساحل می‌شکنند

مثال‌ها