brillanter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bʁi.jɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe brillanter

فعل

  1. تراش الماس به شکل برلیان
  2. تزئین با زیورات و درخشش‌های دروغین
  3. درخشان‌تر کردن

مثال‌ها