brimbaler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bʁɛ̃.ba.le\/

Conjugaison du verbe brimbaler

فعل

  1. تاب خوردن از راست به چپ
  2. تکان دادن، تاب دادن، لرزاندن یا به صدا درآوردن زنگ‌ها

مثال‌ها