brimer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bʁi.me\/

Conjugaison du verbe brimer

فعل

  1. بدرفتاری کردن یا تحمیل آزمایش‌های آزاردهنده
  2. تحمیل آزمایش‌های سنتی به تازه‌واردان

مثال‌ها