bretter
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\bʁe.te\/
Conjugaison du verbe bretter
فعل
ایجاد دندانه روی سنگ یا چوب
زبر کردن خاک با ابزار دندانهدار
Mots liés
bretteur
breuil
breuvage
brève
brève
brevet
breveté
breveté
breveter
bréviaire
brezo
bri
briard
briard
bribe
BRIC
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی