bichette

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · صوت · /\bi.ʃɛt\/

اسم

  1. بچه آهوی ماده.
  2. تور یا توری با دسته بلند برای صید میگو.
  3. نام دیگر فلاخن.
  4. لقب کسی که ضعف ساختگی نشان می‌دهد تا توجه جلب کند.
  5. لقب محبت‌آمیز برای دختری عزیز.
  6. لقب حیوان بارکش محبوب.

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ bicheter
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ bicheter
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ bicheter
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ bicheter
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ bicheter

صوت

  1. عبارت نشان‌دهنده همدردی یا ترحم، رایج در مناطق سن-اتین و لیون.

مثال‌ها