barbote
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\baʁ.bɔt\/
اسم
نام مشترک دو ماهی رودخانهای: لوت و لوخ
تفتیش بدن مجرم پیش از زندانی شدن
بازرسی بهداشتی اجباری روسپیان
مثالها
Passer à la barbote.
Mots liés
barboter
barboteur
barboteur
barboteuse
barbotine
barbotine
barboton
barbotons
barbouillage
barbouillé
barbouillée
barbouiller
barbouilleur
barbouilleuse
barbouze
barbu
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی