barbillon

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\baʁ.bi.jɔ̃\/

اسم

  1. رشته نازک کنار دهان برخی ماهی‌ها و حشرات
  2. ماهی دارای رشته دهانی، به‌ویژه باربو
  3. چین‌های غشایی زیر زبان اسب یا گاو برای حرکت زبان
  4. چین‌های گوشتی آویزان کنار منقار خروس
  5. زائده معکوس روی قلاب برای جلوگیری از دررفتن ماهی
  6. دندان‌های کوچک روی نوک پیکان

مثال‌ها