assaisonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.sɛ.zɔ.ne\/

Conjugaison du verbe assaisonner

فعل

  1. چاشنی زدن به غذا برای خوش‌طعم کردن.
  2. همراه کردن گفتار یا کردار با نکته‌ای خوشایند یا تند.
  3. زدن، دشنام دادن، بدزبانی کردن.
  4. با گلوله کشتن.

مثال‌ها