albuginé
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · /\al.by.ʒi.ne\/
صفت
سفید، در مورد برخی بافتها یا غشاها
مثالها
Tunique albuginée.
—
پوشش سفیدرنگ.
Fibre albuginée.
—
الیاف سفیدرنگ.
La membrane albuginée de l’œil.
—
غشای سفیدرنگ چشم.
Mots liés
albuginée
albugineuse
albugineux
albugo
album
albumen
albumina
albumine
albumine
albuminé
albumineux
albuminoïde
albuminoïde
albuminurie
albumose
alburno
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی