ماده منفجره بر پایه نیتروگلیسیرین (که خود مایع فوقالعاده منفجر است) و تنها وقتی قابل استفاده شد که توسط ماده بیاثر جذب شود.
مثالها
Bolley, Kündt et Pestalozzi, qui furent chargés de rechercher les précautions à prendre pour transporter sur les chemins de fer suisses la dynamite fabriquée par M. Nobel. — بولی، کوندت و پستالوتزی که مأمور یافتن احتیاطهای لازم برای حمل دینامیت ساختهشده توسط آقای نوبل بر روی راهآهنهای سوئیس شدند.
On attaquerait la roche à la masse afin d’épargner les burins, car il n’y avait pas de forge pour les recharger. Cette façon de procéder ménagerait également la dynamite, car il fallait aussi craindre le pouillant qui asphyxie. — برای صرفهجویی در متهها به سنگ با پتک حمله میکردند، چون آهنگری برای تیز کردن مجدد آنها وجود نداشت. این روش همچنین دینامیت را حفظ میکرد، چون باید از گاز خفهکننده هم میترسیدند.