به صدا درآوردن بوق خودرو (توجه: این فعل هنوز در برخی مناطق فرانسه بهویژه روستاها استفاده میشود)
صدای بلند تولید کردن
در بوقِ شنوایی سخن گفتن، تا ناشنوا بشنود.
زنگ زدن شدید، در مورد گوش
برآوردنِ صدای خسخسِ حنجره در اسب.
چیزی را با اصرار در همه جا منتشر کردن
خالیکردنِ ظرف با کاردکِ لاستیکی (ابزارِ آشپزی).
تا کردن به شکل شاخ
اسم
خطا، عمدی یا غیرعمدی، که در آن بازیکن توپ را پشت خط دروازه خودی میفرستد
ضربه کرنر که به عنوان جریمه به تیم حریف داده میشود و از نزدیکترین گوشه زمین زده میشود
در فضای بزرگ، گوشه اختصاصی محصولات یک برند
(وامواژه از انگلیسی) گوشه، کنج؛ جایی که راهِ گریز ندارد
اتحادیه سفتهبازانی که به دنبال ایجاد افزایش قیمت در بورس هستند
مثالها
Le vacher a corné dès le matin. — J’ai entendu corner dans les bois. — گلهدار از صبح زود شاخ زد. — صدای شاخ را در جنگل شنیدم.
Et les cornes des autos ! De toutes ces autos qui cornent sans cesse. — و بوقهای ماشینها! از همه این ماشینهایی که بیوقفه بوق میزنند.
L’autocar cornait pour rallier ses voyageurs et l’on voyait des gens accourir de toutes les directions. — اتوبوس برای جمع کردن مسافرانش بوق میزد و مردم را میدیدند که از همه جهات میدوند.
Elle se tranche les veines, elle boit du kerdane, elle aspire le gaz au tuyau, bondit par la fenêtre ou sur les rails quand le train lui corne aux oreilles, elle se vante inlassablement d’être au bout du rouleau. Sa dépendance à la mort violente est une addiction qui fait sourire le toubib. — او رگهایش را میبرد، نفت سفید مینوشد، گاز را از لوله میمکد، از پنجره یا روی ریل میپرد وقتی قطار به گوشش بوق میزند، بیوقفه فخر میفروشد که به آخر خط رسیده است.
— Pour une fois ça passe, mais, si tu travaillais le jour tu penserais moins à nous corner au moment de dormir.
C’est pas un bastringue ici, tu entends ? — — برای یک بار بگذرد، اما اگر روز کار میکردی کمتر به ما موقع خواب بوق میزدی. اینجا جای شلوغی نیست، میشنوی؟