gravy
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم
اسم
سس سنتی کشورهای انگلیسیزبان بر پایه آب گوشت
Mots liés
gray
grays
grazioso
gré
gréaux
grèbe
grebo
grebo
grec
grec
grec ancien
grec ancien
Grèce
gréciser
grécité
grecque
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی